تبليغاتX
مشق جریمه
پشتم به آفتاب گرم است

که سایه ام را لگد می کنم

و نمی ترسم

از روزی که پشت سرم

بیافتد

 

مثل حرفهای ......

چون وصل می شوم

به خورشید روبرویی

که تویی!!

روزیکه به تمام سایه ها

پشت کرده ام.  

+ نوشته شده توسط مرجان خرسند در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 و ساعت 8:58 |
آنروزها رفتندو من باور نکردم

عشق تو را در خاطرم پرپر نکردم

سینی چای سرسری حسرت به دل شد

یک چادر زیبا برایت سر نکردم

هی با تو مردن آرزو می کردم افسوس

باتو که اصلا زندگی آخر نکردم

ازمن گذشتی مثل آب رفته ازسر

از نام تو حتی لبی هم تر نکردم

فصل جدایی زد به باغ آشنایی

ازمیوه ی دل دلبرم نوبر نکردم

بادسته چوبی تبر می زد به ریشه

او عاشق ومن عاشقی دیگر نکردم.

+ نوشته شده توسط مرجان خرسند در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 11:37 |
مشق جریمه دارم ده خط خدا نگهدار

دیگر نمی نویسم با آرزوی دیدار

مشق جریمه دادی تا یاد من بماند

این آخرین وداع است بعد از هزار وصد بار

اینجا که حرف جاده از ریشه جدایی است

خط سفید جاده هی فاصله وتکرار

می رفت ومی نو شتم پایان خط رسیدم

سر مشق امشب تو- مانده جنازه بردار

+ نوشته شده توسط مرجان خرسند در شنبه بیست و هفتم مهر 1387 و ساعت 11:31 |


Powered By
BLOGFA.COM